برکناری یک مدیر صدا و سیما و پیگرد قضایی نبویان در پی اظهارات جنجالی اطلاعیه نیروی دریایی سپاه: شناور‌ها به تنگه هرمز نزدیک نشوند محسن رضایی: شاید آمریکایی‌ها بدنبال گذراندن مسابقات جام جهانی و یا حتی انتخابات باشند و در نهایت مذاکرات عاقبتی نداشته باشد نحوه فعالیت ادارات البرز اعلام شد؛ بازگشت به روال عادی از ۳۰ خرداد + جزییات ساعت کاری دستور معاون اول برای شفاف‌سازی پرونده قاچاق مس به کجا رسید؟ ارتش: دست بر ماشه و گوش‌ به فرمان فرماندهی معظم کل قوا، آماده‌ایم حماس: مقاومت لبنان در حال رقم زدن فصلی بزرگ از قهرمانی است عراقچی: فرقه مرگِ نسل‌کش تهدیدی برای تمام بشریت است هشدار ایران نسبت به تداوم جنگ افروزی رژیم اشغالگر علیه لبنان پزشکیان: اگر مردم را به صرفه‌جویی دعوت می‌کنیم، دولت باید پیشگام باشد ابوترابی: پیام رهبر انقلاب نشانه تکیه نظام بر خرد جمعی است حمایت طوایف بلوچ از پیام رهبر انقلاب اسلامی بیانیه شورای عالی امنیت ملی درباره تفاهم ایران و آمریکا قالیباف: گوش به فرمان اوامر رهبر انقلاب هستیم پاکستان تردد تجار از مرز زمینی‌ به ایران را از سر گرفت

چرا امام(ره) هنگام ورود به ایران هیچ احساسی نداشت؟

امام در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسید از ورود به ایران چه احساسی دارید، فرمودند: «هیچی» و آهسته ادامه دادند، «الا ان اقیم حقا و ابطل باطلاً»؛ مگر اینکه حقی را استوار کنم و باطل را سرنگون سازم.»
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۳ - ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - 2018 February 01
کد خبر: ۱۳۴

به گزارش راهبرد معاصر؛ آنچه در رسانه های مختلف در سالیان گذشته درباره سوال خبرنگار آمریکایی از امام (ره) در هواپیما هنگام ورود به ایران منتشر شده است، عمدتا بر این محور تاکید می کند که بنیان گذار کبیر جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این پرسش فرمودند:«هیچ احساسی ندارم»


این در حالی است که مرور خاطرات تحریف نشده اوایل انقلاب می تواند به صورت شفاف تر به برخی موضوعات و مسائل مطرح شده پاسخ دهند. در این راستا، حبیب‌الله عسگراولادی در کتاب خاطرات خود درباره هجرت سرنوشت‌ساز امام خمینی به ایران در 12 بهمن 57 می‌گوید: وقتی از مرز ترکیه وارد ایران شدیم، یکی دو هواپیمای فانتوم اطراف هواپیمای ما را احاطه کردند، نگرانی همه ما بیشتر شد، اما الحمدلله اتفاقی پیش نیامد و آن هواپیماها هم رفتند.


با فاصله کمی خبرنگارهایی که در انتهای هواپیما سوار بودند، برای مصاحبه به قسمت جلو و خدمت امام آمدند. یک خبرنگار که شاید آمریکایی بود، پرسید: «شما به عنوان مقتدرترین انسان در حال وارد شدن به ایران هستید، لطفاً بگویید چه احساسی دارید؟» امام فرمودند: «هیچ». این خبرنگار خیال کرد که یا حرفش را نتوانسته است برساند یا بد ترجمه کرده و یا امام متوجه نشده‌اند سؤالش چه بوده، برای همین مجدداً پرسید: «شما در طول تاریخ ایران به عنوان مقتدرترین انسان در حال وارد شدن به ایران هستید، از این ورود مقتدرانه چه احساسی دارید؟» وقتی که ترجمه کردند امام فرمودند: «هیچی» و آهسته ادامه دادند، «الا ان اقیم حقا و ابطل باطلاً»؛ مگر اینکه حقی را استوار کنم و باطل را سرنگون سازم.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار